تبليغاتX
کامل ترین وبلاگ شخصی

کامل ترین وبلاگ شخصی

سلام به دوستای عزیزم که بازم مثل همیشه منو تنها نزاشتن خوبین؟چطورین؟ بازم اول مهر اومد و مدارس شروع شد و غصه بین همه دانش آموزا و دانشجوها اومد اما من برخلاف همه سالهایی که مدرسه رفتم خیلی خوشحالم!!!! آره درست شنیدین اما نه به خاطر درس و مدرسه اتفاقا برعکس حالم بهم میخوره. یادتون باشه من تو پست قبلی گفتم میرم خارج از ایران و چندروزه میام. علت خوشحالی منم همینه. دیگه طاقت ندارم میخوام دلمو به دریا بزنم و همه چی رو تعریف کنم. این جریان که میگم از اول خرداد اتفاق افتاده تا الان! حالا جریان از چه قراره :

من میخوام از ایران بزارم برم هرچه سریع تر دیگه هم به این جهنم نیام مگه اینکه به خاطر دیدن خانواده م. هرکی هرچه سریعتر از ایران بره بیشتر برد کرده ایران دیگه جای زندگی نیست! اینو جدی میگم من از چیزایی خبر دارم که شما ندارین نمیتونم هم بگم. حالا چه ربطی به سال تخصیلی داره؟ ربطش اینکه من باید دیپلم بگیرم و بعد از اینجا برم واسه همینم ثانیه شماری میکنم که سریع تر سال تحصیلی تموم بشه البته چون معدل امسالم برای ثبت نام دانشگاه خیلی مهمه امسال از روز اول خرخونی رو آغاز کردم و ایشالا یه نمره خوبی هم میگریم اگه مشکلی پیش نیاد و خدا بخواد میشه.اینا مقدمه ای بود برای اینکه بدونید جریان چیه اما اصل ماجرا رو میگم

من به همراه پدر و مادرم میخوام برم باکو در جمهوری آذربایجان! شاید خیلی ها تا این اسم رو می شنون میگمن جا قحطیه مگه منم میگم اره هرجای بری رفتی فقط ایران نباشه ولی باید بگم که آذربایجان دیگه اون آذربایجان نیست که فکر میکنید این آذربایجان ماه به ماه که نه روز به روز داره پیشرفت میکنه من این موضوع رو میدونستم اما اعتراف میکنم وقتی رفتم اونجا رو دیدم فهمیدم جریان چیه اگه جلوشو نگیرن که صددرصد میگیرن همینجوری ادامه بده تا ۷سال دیگه میشه آمریکا!  حالا چی شد که من آذربایجان رو انتخاب کردم؟ من از اول قصد اینکه از ایران برم رو داشتم اما فکرم به قطر بود اما ته دلم راضی نبود چون از عربا متنفرم خیلی اتفاقی حیلی جالب مامانم گفت چرا نمیری باکو اونجا که راحت تری نزدیک هم هست (اون موقع فکر اقامت دائم باری کل خانواده نبود) منم برخلاف اینکه از ترک ها متنفر بودم رفتم تو نت آمار زندگی تو باکو رو در آوردم دیدم عالیه با چند نفر و چند شرکت صحبت کردم یدم نه معرکه س بعد ادافم رو آنالیز کردم دیدم تنها کشوریه که هرسه هدفم رو داره هیچ کشوری این ۳تا رو برام نمیتونه انجام بده :

۱-موسیقی : اوان کم کم تازه دارن تو موسیقی های اروپایی میرن و تازه کارن و من خیلی راحت میتونم جزو اولین نفرها باشم چون هم بلدم هم استعدادش رو دارم

۲-فوتبال : فوتبالشون افتضاح پایینه ۱۴۰ دنیا تو رنکینگ هستن! ما با این فوتبالمون جلو اونا برزیل هستیم! دی نتیجه با یه تست میتونم توی تیم برم به راحتی!

کامپیوتر : تکنولوژی بالایی دارن اما هنوز خیی چیزهایی که تو ایران هست اونجا نیس در نتیجه میتونم با کمی تنوع و نوآوری گلیم خودمو از آب بیرون بکشم

بعد از اهداف دیدم به ترکی بیشتر از انگلیسی حتی مسلطم در نتیجه خیلی راحت تر هستم تا اینکه مخ بابام رو خوردم و چون خودش از ترکا خوشش میاد قبول کرد یه مسافرت بریم رفتیم و شاخ در آوردیم حتی سوئد باهاش قابل قیاس نیس! به قدری ماشین ها خونه ها شهر و...... عالی بود که حد ندار اختلاف طبقاتی ۰ گدا ۰ دزدی ۰ خلاف دعوا عوضی بازی ۰ خیلی آدمای خوبی بودن فوق العاده با محبت و به کسی هم کاری نداشتن سرشون به کار خودشون گرم بود

البته خیلی خلاصه تعریف کردم چون حال ندارم الان هم نسیه تمومش میکنم چون خیلی زیاد میشه فقط تا این حد بدونید که مخوام داستان زندگی م رو کتاب کنم و بدم واسه چام البته الان نه چندین سال دیگه ولی از الان شروع میکنم به نوشتنش چون واقعا خوندنیه اگه بدونید چه جوری اتفاق افتاد رفتن مون خالا شاید بعدا زیادتر تعریف کردم اما حالا نه هم خوابم میاد هم....

آپ امروز متنوع بود چه از لحاظ موضوع چه از لحاظ نوشتن در آخر یک جمله میگم و بعدش هم خداحافظ :

تهران تا باکو، فاصله یک هدف است

+ نوشته شدهشنبه چهارم مهر 1388ساعت 23:17 رامتین |


سلام به تمام دوستای گلم چطورین؟ خیلی سرم شلوغ بود داشتم کارای سایتم رو می کردم. هرکاری میکنم آمارش به بالای هزار تا نمیره:( راستش من اومدم اینجا باهاتون خداحافظی کنم. من فردا از ایران به مدت دوهفته برای انجام کارهای مهم میرم. برای وضعیت هواپیما های کشور میگم این چیزا رو که اگه اتفاقی افتاد حلال مون کنید. اگه خوبی دیدن که نوش جونتون اگرم بدی دیدین که حقتون بوده خب دیگه زیادی لوسش نکم بهتره برم از اونجا خبر براتون میارم. فعلا بای

+ نوشته شدهیکشنبه بیست و دوم شهریور 1388ساعت 4:19 رامتین |


سلام به تمام بروبکس گل چطورین؟بازم بعد مدت مدید اومدم و آپ کردم. آخه سرم خیلی شلوغ بود درگیر سایت بودمبعد از اینکه توپوق گند زده شد بهشو خراب شد مدتی بدون سایت بودم. اما ۴روز پیش سایت جدید زدم به اسم هات داگاینم لینکش www.Hot-Dog.ir تو ۵روز ۵۴تا مطلب گذاشتمراستی حتما تو سایت عضو بشین چون هم خوشحالم کردین هم اینکه تو قرعه کشی ماهانه شرکت می کنید! البته خالی بندی نیست و کاملا راسته جایزه هاش هم ایناس :

یک عدد سکه تمام بهار آزادییک اکانت یک ماهه Rapidshareیک عدد VPN(فیلتر شکن معرکه)

ایناست جایزه های ماحالا عضو میشی یا نه؟راستی منتظرم آمار سایت بره بالای ۱۰هزار اون موقع مطالبی میزارم که حال کنید :

عکس های نیوشا ضیغمی که خودم ازش گرفتم تو کافی شاپ(واسه خودشه کافه آلبالو)-عکس و فیلم های بسیار قشنگ و زیبا از آیسلو آرش عزیز. قول میدم که حال کنید چون من تنها کسی بودم که  با آیسل و آرش ۲۴ ساعته تو یوروویژن بودم!یعنی هرجا می رفتن منم بودم! البته چون نسبت فامیلی دوری با آیسل داشتم این طوی بودهاااااااولی انصافا دم هردوتاشون گرم واقعا آدمای خوبی بودن که گذاشتن هرجا میرن منم باهاشون برم. از آرش بدم می اومد خیلی هم بدم می اومد اما از وقتی که باهاش دوست شدم فهمیدم چه پسریه خیلی بچه باحالیه.حالا جریان شو تو آپ بعدی میگم واسه تون. داشتم می گفتم عکس و فیلم خیلی ازشون گرفتم و یه مصاحبه هم با آیسل کردم که تصویری بود و چون نمیخوام مشکلی واسم پیش بیاد و چون خیلی ها هم به ترکی مسلط نیستن متن مصاحبه رو میزارم چون من و آیسل ترکی با هم حرف میزدیم! خلاصه اینارو گفتم که بدونین سایت باحالیه.

راستی ماه رمضون هم رسید! این ماه عزیز رو به همه تون تبریک میگم و التماس دعا دارم. یکم روزه بگیرید خوبه من که تا حالا یه روزه قضا هم ندارمواسه ماه رمضون چندتا نرم افزار و مطلب برای موبایل گذاشتم تو ادامه مطلب که مطمئنا به دردتون میخوره. از مفاتیح الجنان بگیر تا اذان موذن زادهیه سر به ادامه مطلب بزنی ضرر نداره.

بعله صحبت دیگه هم در این آپ در مورد بازی استقلال فولاده. استقلال بازم مثل همیشه برنده بود و یک صفر فولاد رو زد. اما این بازی از جهت دیگه ای مهم بود چون قرار بود مردم برن و استادیوم و شعار علیه ا.ح.م.د.ی نژاد بدن! دوستم که رفته بود استادیوم گفت هرکی که لباس مشکی یا سبز تنش بود راه نمیدادن واسه همین ورزشگاه ۲۰هزار نفر جمعیت بیشتر نداشت ولی همون ۲۰هزار نفر گل کاشتن و شعار هایی میدادن زیبا! ولی صدا و سیما به جای پخش صدای زنده استادیوم صدای از قبل ضبط شده رو گذاشته بود! دقت هم بکنید می بینید که صدای عادل از صدای استادیوم کمتره!!!!!اینارو گفتم که حواستون باشه

تا آپ بعدی که در مورد یوروویژن و آیسل و آرش هست خداحافظ


ادامه داره از اینجا برو

+ نوشته شدهشنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 11:27 رامتین |


سلام به رفقای گلم چطورین؟ شرمنده که نبودم یه مدتی آخه خیلی درگیر بودم. من یه چند وقتیه که افتادم تو کار طراحی. طراحی همه چی سایت هدر بنر لوگو. به عنوان اولین سایت ساخته شده ام هم میتونم تنها سایت فلش و انگلیسی زبان حامی آقای موسوی رو نام ببرم. بعد از اون هم یه سایت برای آیسل تیمورزاده خواننده معروف آذربایجانی ساختم که هنوز بهره برداری نشده چون باید خودشو ببینم چون میخوام آدرس سایتش واسه آذربایجان باشه. یه چندتایی هم هدر ساختم. اما ۳-۴ روز پیش یکی از سینما های معروف بهم پیشنهاد داد که واسه تئاترشون بلیط طراحی کنم و من طراحی کردم اما کارگردان قبول نکرد. اما بازم بهم گفتن تو طراحی ات رو ادامه بده. چون من وقت نداشتم خیلی سریع تمام کار هارو کردم. در عرض ۵ساعت یه بلیط یه تراکت یه آگهی واسه همشهری و دوتا بیلبورد ۵متری!!! طراحی کردمبهم گفتن طراحات خیلی قشنگهقرار شده بیلبورد هایی که طراحی کنم در سه نقطه پر تردد شهر گذاشته بشهفقط دعا کنید وزارت ارشاد اوکی رو بده اگه بده عالیه چون واسه اولین طراحی غیر کامپیوتریم یه سابقه عالی حساب میشه.

الان حسابی خوابم میاد دیگه نمیتونم بنویسم. آپ امروز خیلی کوتاه بود اما ایشالا در آپ های بعدی جبران میکنیم. تا بعد خداحافظ

+ نوشته شدهدوشنبه پنجم مرداد 1388ساعت 0:7 رامتین |


سلام بروبکس گرامی چطورین؟ ما هم خوبیم بدک نیستیم در به در داریم دنبال مدرسه میگردیمبا ناظم مون دعوام شد اومدم بیرون. سال اول که اومدم این دبیرستان خیلی باحال بود هتله هتل مثلا وسط کلاس با معلما عکس میگرفتیم ولی درعوض معلم ها هم واقعا قوی بودن و خوب کار میکردن. اما از امسال گند زدن به این مدرسه رفت پی کارش. معلمای عتیقه آوردن که تو پست های بعدی راجع به شون صحبت میکنم. از همون ماه های آخر ترم اول ناظم مون گیر داد موهاتو درست کن گفت و گفت بالاخره دیگه فشن کردن تو مدرسه رو گذاشتیم کنار آخر سر گیر داد باید کوتاهشون کنیمنو میگی دیگه دیدم داره پررو میشه روز به روز بدتر میرفتم مدرسه نه تنها مو شلوار و تی شرت هام هم مورد دار شد. من لج کن اون لج کن. آخر سر گفت رات نمیدم مدرسه و واقعا یه بار هم راه نداد و خلاصه موهامو خوابوندم. دیدم نه فقط به من گیر میده منم شاکی شدم و دوباره شروع کردم لج بازیشما تصور کنید از ترم اول تا آخر سال ما با هم دعوا داشتیمخلاصه سر امتحانا هم گیر میداد به من حالا دیگه حال ندارم بگم چه جوری گیر میداد مثلا داشتم فوتبال بازی میکردم می دویدم باد مزدی موهامو میرفت بالا ناظم مون گیر میداد بهم وسط بازی منو میکشید کنار برو موهاتو بخوابونخلاصه گذشت و گذشت بعد از گرفتن کارنامه ها دیدم انضباط ۱۹دیدم تنها نمیشه با مامانم رفتم داد و بیداد آنچنان داد میزدیم گفتم الان ناظم مون سکته میکنه (چند سال قاچاقی زنده س)آخر سر کم آورد گفت باشه میکنمش ۲۰ما که دیدیم درست شد سریع پرونده رو گرفتیم و از مدرسه زدیم بیرون گفتم حیفه حالا که میخوایم بریم بزار حال مدیر رو هم بگیریم رفتیم اونجام داد و بیداد که این چه ناظمیه. بعدش ناظم مون مارو دید جا خورد که دارم از این مدرسه میرم تو نگاهش پشیمونی رو خوندم که چرا انظباطم رو درست کردهبعد از اون دنبال مدرسه گشتیم و آخر سر رفتم سما )پاسداران( اونجا هم قبول نکردم. موندم کجا برم که هتل باشه ولی خوب کار کنن که دیپلم بالا بشم شما جایی میشناسید بهم بگیداین بود آپ امروز ما

تا آپ بعدی بای بای راستی آهنگ وبم رو عوض کردم خوشگله؟ به زودی با همین آهنگ یه آهنگ بمب بیرون میاد

+ نوشته شدهچهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 21:2 رامتین |


سلام چطورین برو بکس گرامی؟ منم رامتین شناختین؟ گفتم شماها با معرفت تر از این حرف هایید

من دیگه با خودم نشستم صحبت کردم دیدم نه این وضعش نمیشه. آخ اون زمانا که هیچکس از اینجا رد نمیشد من واسه کی هرروز آپ میکردم؟حالا هم فکر میکنم مثل اون موقع هاست. از اول همه چیزو شروع میکنم  اما با این تفاوت که کلی دوست خوب و کلی مطلب دارمدوست دارم بازم بیام اینجا بنویسم و همه چی رو بگم تا خالی بشم هرچند که اون موقع ها که خیلی نیاز داشتم تو اینجا بنویسم ننوشتم و کسی هم نبود که بخونه.ولی از این به بعد مینویسم و مینویسم و مینویسم!! اوکی بگذریم "تازگی OK خیلی افتاده رو زبونم چرا نمیدونم!!"

تابستون رو چیکار میکنید؟ خوش میگذره؟ واسه ما که گند زده شده توشاز این ور تظاهرات و درگیری کم بود آلودگی هوا هم اومد دیگه اصلا نمیتونیم بریم بیرونکلی برنامه داشتم واسه تابستون خیر سرم چه برنامه ها که با دوستم محمد نریخته بودیم تا حسابی حالشو ببریم شماها منو میشناسید که یه پا ارنسته چگوارا هستم ولی بنا به دلایلی که بعدا میگم نمیتونم برم بیرون "حالا هی میخوام چیزی نگم نمیشه آخر سرم ف ی ل ت ر مون میکنن میره پی کارش

انقدر برنامه ام گنده که حد ندارهآرزو ها داشتم که تابستون ساعت ۱۲ بیدار شم ۴ بخوابم مثل تابستون پارسال ولی نشد صبح الطلوع باید بلند بشم برم کلاس:

شنبه دوشنبه ساعت ۹تا ۱۱ تنیس دارم عصرش هم باید برم واسه گیتار یکشنبه سه شنبه ها ۱۰ تا ۱۲ فوتبال دارم خلاصه هرروز ساعت ۲-۳ میرسم خونه میرم میخوابم تا ساعت ۶-۷ تازه شنبه ها نخوابیه باید برم کلاس موسیقیولی به قول معروف نابرده رنج گنج میسر نمیشودشاید از این ۳-۴ تا چیز بالاخره تو یه کدوم شون به یه جایی رسیدیمدیگه یادم نمیاد چیا میخواستم بنویسم اما به محض اینکه یادم اومد بهتون میگم

راستی بعد از یک سال!!!! نظر سنجی ها رو عوض کردم و نتایج شون رو اینجا گذاشتم تا ببینین

اول از هم نظر نسجی بهترین رپر ایرانی : (تعداد آرا ۳۷۲ رای)

رتبه اول ساسی مانکن با ۱۱۳ رای و ۳۰٪ آرا (ماشالا ساسی ترکوندیا)

رتبه دوم هیچکس با ۶۸ رای و ۱۸٪ آرا

رتبه سوم مشترکا رضایا تهی و آرمین ۲afm با ۵۴ رای و ۱۵٪ آرا

رتبه چهارم پیشرو با کمتر از ۵٪ و رتبه پنچم هم امیر تتلو با کمتر از ۳٪! ولی اینا که چیزی نیست فلاکت روی همه اینارو کم کرده و رتبه آخر رو آورده اونم با آماری بسیار چشمگیر!!!!!!!

رتبه آخر شاهین فلاکت تنها با ۱ رای!!!!!!!!!!(آخه قربونت برم برو خونه بشین دیگه آهنگ نخون چه کاریه)

حالا رتبه بندی بهترین پاپ خون ایرانی : ( تعداد آرا ۳۳۵ رای)

محسن چاوشی بعد از رقابتی تنگاتنگ  با محسن یگانه که ۴ ماه! تعداد رای هاشون باهم برابر بود بالاخره رتبه اول رو  بدست آورد : با ۱۰۸ رای و ۳۲٪ آرا

رتبه دوم محسن یگانه با ۹۹ رای و ۳۰٪آرا

رتبه سوم حمید عسگری با ۵۲ رای و ۱۵ ٪ آرا و رتبه چهارم مجید خراطها با ۴۴ رای و ۱۳٪ آرا

علی اصحابی هم با ۱۵ رای و ۴٪ آرا هم پنجم شد

در انتهای جدول هم رقابت تنگاتنگ بود و حتی یک رای تاثیر گذار بود :
علیرضا با ۷ رای علی زارعی با ۶رای و حامد هاکان به ۴رای رتبه های ششم تا آخر رو بدست آوردند

این بود اعلام نتایج نظر سنجی یک ساله مااز امروز نظر سنجی عوض میشه

آهان اینو یادم رفت بگم بهتون چند وقت پیشا یکی پیدا شده بود به اسم من میرفت اینور و اونور فحش میداد و اسم منو بدنام میکرد البته خیلی زود فهمیدم کیه هی مریم نامی بود که با یه تهدید الکی نشست سر جاش ولی چرا اینکارو میکرد نمیدونمبه هر حال همچین چیزی دیدین بدونین من نبودم و عذر خواهی منو پذیرا باشین

ببخشین که آپ طولانی بود بالاخره باید یه جوری تلافی دوماه و نیم در می اومد دیگه

تا آپ بعدی خدا نگهدار همتون باشه

+ نوشته شدهپنجشنبه هجدهم تیر 1388ساعت 15:2 رامتین |


سلام چطورین خوبین؟ بعد از حدود یه ماه آپ کردم! دیگه این دفعه وبلاگ رو ول نمیکنم و تند تند آپ میکنم میخوام وبلاگ مثل قدیما بشه وبلاگی من قسم خوردم واسش که اگر بدونید مردم هم اینجا رو به وسیله یکی دیگه آپ میکنم اما نشدراستی چند روز دیگه یه اتفاق مهمیه واسه وبلاگ میدونید یا نه؟ میخوام تو وبلاگ یه جشن حسابی بگیرم اما فکر کنم کسی نیاد...

چند وقتیه با ناظم مون دعوام شده خدود ۴ماهی میشه که همه اش داره بهم گیر میده اما منم روشو کم می کردم هرروز بدتر از روز قبل میرفتم مدرسهولی انصافا چیزی نمونده که بهم گیر نداده باشه اول به موهام گیر داد که چرا سیخ سیخه یه دوماهی فقط به این موضوع گیر میداد و منم لج میکردم روز بعدش اتو می کشیدم میرفتم مدرسه هی گیر داد و گیر داد تا این یه ماه آخر که دیگه شورشو در آورد!گفت چرا تی شرت ات چسبون و کوتاهه؟ بعدش پیراهن پوشیدم گفت چرا آستین کوتاهه بعدش آستین بلند پوشیدم گفت تنگه و کوتاه(اندامی بود) بعدش گیر داد به شلوارم چرا فاقش کوتاهه تازگیا گیر نداشت بده می گفت چرا شکم داریبعدشم یکی از تی شرت هامو یقه اش رو کشید تا پایینه سینه ام میگه چرا انقدر یقه اش بازه منم گفتم خب خودت کشیدی اینکه اینجا نبود خلاصه..... موندم از دست ناظم مون چیکار کنم اسمش حمزه ایه من بهش میگم ۶ کوچولو(ء 6) اگه راه چاره ای به ذهنتون رسید بگید تا من انجام بدم که انقدر بهم گیر نده. راستی سایت توپوق هم برای سومین بار خراب شد و دیگه امیدی بهش ندارم میخوام یه سایت جدید بزنم اما با هاست معتبر و قوی کسی سراغ داره بهم بگه. از تهران هیتز هم جدا شدم چون زیاد از حد خودشونو میگرفتن

راستی یه سورپرایز هم دارم چیزی که خیلی وقت پیشا گفته بودم اما تازگیا داره اتفاق میفته نمیگم تا زمانی که موقعه اش نزدیک بشه....

 تا آپ بعد خداحافظتون باشه منتظر نظر های گلتون هستم

 

+ نوشته شدهپنجشنبه سوم اردیبهشت 1388ساعت 23:2 رامتین |


سلام دوستان چطورین؟اصلا انگار نه انگار که ما یه زمانی با هم رفیق بودیم دیگه خبری از اون نظرای گلتون نیست بگذریم

خودمم حال و حوصله آپ کردن اینجا رو ندارم ۲۵ اسفند هم تولدم بود که به سلامتی دریغ از یک نفر از شما که بهم تبریک بگه منم دیگه حال نکردم آپ تولدم رو بکنم گفتم حداقل آپ عیدی کنم

واسه این پست چندتا فلش برای عید نوروز آماده کردم امیدوارم خوشتون بیاد

ذوق زدگی  پرنده   عمو نوروز    تکنو سال نو

اما بریم سراغ تعطیلی ها که مهم ترین اتفاقات سال هستن :
شنبه (جمعا 5 تعطیلی): اول فروردین (عید نوروز) – 7 آذر (عید قربان) – 5 دی (تاسوعا) - 24 بهمن (رحلت پیامبر) - 29 اسفند (ملی شدن صنعت نفت)
یکشنبه(جمعا 4 تعطیلی):  2 فروردین (عید نوروز) – 29 شهریور (عید فطر) -  15 آذر (عید غدیر) – 6 دی (عاشورا) 
دوشنبه(جمعا 4 تعطیلی): 3 فروردین (عید نوروز) – 15 تیر (میلاد امام علی) – 29 تیر (عید مبعث) - 26 بهمن (شهادت امام رضا)
سه شنبه(فقط یک تعطیلی): 4 فروردین (عید نوروز)
چهارشنبه(جمعا 2 تعطیلی): 12 فروردین (روز جمهوری اسلامی) – 22 مهر (شهادت امام صادق)
پنج شنبه(جمعا 5 تعطیلی):  13 فروردین (روز طبیعت) - 7 خرداد (شهادت حضرت فاطمه) –  14 خرداد (رحلت امام خمینی) – 22 بهمن (پیروزی انقلاب) – 13 اسفند (میلاد پیامبر)
جمعه(جمعا 4 تعطیلی):  15 خرداد (قیام پانزده خرداد) – 16 مرداد (تولد امام زمان) – 20 شهریور (شهادت امام علی) – 16 بهمن (اربعین)

1- در طول سال 88  در ایران 25 روز تعطیل رسمی داریم که 4 تاش خورده به جمعه و سوخت شده و برای امثال ما که پنج شنبه ها تعطیل هستیم 5 تا تعطیلی پنج شنبه را هم که باهاش جمع کنی میشه 9 تعطیلی سوخت شده: چیزی مثل فاجعه!
2- برای امثال ما تعطیلی فقط شنبه یا چهارشنبه اش میارزه: 5 تعطیلی شنبه که البته دوتاش عزاداریه یک خبر خوبه که تا حدودی از عمق فاجعه مورد قبل کم میکنه.
3- از کل 25 تعطیلی یکسال شمسی 15 تاش مال جشن و سروره و 10 تاش مال عزاداری، این برای اونهایی که میگن تو ایران همه اش عزاداریه
4- دقت می کنید که 14 و 15 خرداد خورده به پنج شنبه و جمعه، چه حالی از شمال بروهاش گرفته شد!
5- اردیبهشت و آبان ماههای بدون تعطیلی هستند (مفت چنگ اساتید و معلم ها). خرداد و مرداد هم ماههایی هستند که بالقوه بدون تعطیلی هستند (یعنی تعطیلی هاشون فقط پنج شنبه و جمعه است)
6- عجب روز نحسیه سه شنبه ها: یک تعطیلی اون هم عید نوروز، محسن چاوشی حق داشت!

اما مهمترین و عجیب ترین روز سال اینه که :

روز ۸/۸/۸۸ ولادت امام هشتم یعنی امام رضاست

پیشاپیش سال نو رو تبریک میگم و احتمالا تا دوماه دیگه آپ نمیکنم شما رو به خدا میسپارم خداحافظ

+ نوشته شدهپنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 19:10 رامتین |


سلام به همه دوستای خوبم چطورین؟ بعد از مدت ها اومدم آپ کنم چیزی نزدیک سه ماه! نمیخواستم آپ کنم اما یاد جمله ای که تو تابستون بهتون گقتم افتادم : این وبلاگ تو همه شرایط آپ میشه اگر مدت زیادی اپ نشد بدونید که مردم! که قطعا اون موقع هم به یکی سپردم که خبرشو بگه. یادتونه این جمله رو؟ چه دورانی بود اون موقع.....رارا چه برو بیایی داشت اما الان چی؟اما دوباره اومدم که مثل تابستون و اوایل پاییز که بالاترین اوج بازدید رارا بود رارا رو متحول کنم.

می دونید چرا این همه مدت آپ نکردم؟ آخرین باری که آپیدم فردای شام غریبان بود! بعد اون درگیر رو به راه کردن سایتم شدم بعدش که اومدم آپ کنم مریض شدم اونم سخت ترین مریضی که تو عمرم گرفتم تا حالا همچین سرمایی خوردم که دقیق ۶روز فقط خوابیدم حتی امتحان آخری ترم رو هم ندادم بعدشم که اومدم دیدم آمار اومده پایین و دیگه دل و دماغ آپ کردن نداشتم و هی گذشت و گذشت و تا اینکه این همه زمان شد

تو این چند وقت خیلی اتفاق ها افتاد خیلی که نمیدونم از کدومشون شروع کنم

اول از سایتم شروع می کنم: بعد از مدت ها که داشت توپوق جون می گرفت تو نیوک سایت مشکلی پیش اومد که مجبور شدم تمام مطالب سایت رو پاک کنم و از نوع سایت شروع به کار کنه که هنوز رسما این اتفاق نیفتاده

خبر دوم اینکه معدلم زیر هیجده شد و اعصابم خورد!

خبر بعدی اینکه دیگه فعالیت موسیقی ام رو رسما شروع کردم و به زودی اولین آهنگم میاد بیرون البته قبل اینا چندین تا کارهست که تنظیم کردم اونام به ترتیب از سایت های مختلف پخش میشن که خواننده هاشون کسای دیگه بودن نه من فقط آهنگسازی و تنظیم رو انجام دادم که همه شون رو میزارم واسه دانلود

تازگی ها هم افتادم دنبال طراحی لوگو و هدر هرکی خواست بگه تا براش ((مجانی)) درست کنم

مهمترین خبر که......... ولش کن تو یه پست اختصاصی از اون میگم و همه چی رو تعریف می کنم

راستی جریان چیه اصلا واسه ۴شنبه سوری چیزی نمی فروشن؟ ۱۶هزار ضد شورش هم که اون موقع مستفرند و دیگه هیچی دیگه هیچ کاری نمیتونیم بکنیمچ

خب با اجازه دیگه رفع زحمت میکنیم تا پست بعدی بااااااااااااااااااااای

+ نوشته شدهپنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت 21:13 رامتین |


سلام دوستان من خوبین؟ خیلی وقت بود که آپ نکرده بودم چون به شدت سرم شلوغ بود. داشتم سایتم رو راه اندازی می کردم. بالاخره راه اندازی شد. البته به خاطر محرم فقط واسه محرم آپ می کردم اما بعد هفتم دیگه می ترکونه. از تک تکتون خواهش می کنم به این سایت برین و عضو بشید. چون تمام آپ ها اونجا میشه و چیزایی که مربوط به خودمه رو اینجا مینویسم مطالب قبلیم حذف نمیکنم. آدرس سایت هم اینه حتما برین : WwW.Topogh.IR

شایدم یه گروه تو یاهو درست کردم

خبر دیگه اینکه قرار بود آهنگی که واسه محرم خوندم رو روز ششم محرم بزارم رو چندین سایت مختلف اما متاسفانه با مشکلی که سر میکس به وجود اومد نتونستم به موقع آهنگ رو بزارم و بعد عاشورا تموم شد کارش البته نه کاملا! شاید بعدا واسه دانلود بزارم

دیشب بعد از ۱۱۱ روز شبی که دوست داشتم رسید شام غریبان اما نشد برم بیرون چون کسی نبود

عزاداری هاتون قبول باشه شما رو به خدا می سپارم خداحافظ

اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.zibasazi.bahar-20.comاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.zibasazi.bahar-20.comاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.zibasazi.bahar-20.comاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.zibasazi.bahar-20.comاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.zibasazi.bahar-20.comاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.zibasazi.bahar-20.com

+ نوشته شدهپنجشنبه نوزدهم دی 1387ساعت 11:39 رامتین |


سلام برای یک صد و بیست و دومین پست تصمیم گرفتم آماری از وبلاگ بدم و یکم هم از خودم بگم.. خیلی طول کشید این پست رو بنویسم خواهشا همه اش رو بخونین اول درد و دلهام میگم.

این مدرسه امونم رو بریده. دارم کم می آرم. اونم من که همیشه درس هام بالای ۱۹ بوده. درس ها سخت شده و معلم ها هم فشار زیادی میارن. باورتون میشه؟ ۴تا زنگ درس داریم و ۶ تا امتحان؟؟ آخه کجا دیدین اینجوری باشه. تازه از امسال هم نهایی داریم هر ال. من که تابستون ها روزی حداقل ۱۰ ۱۵ ساعت مینشستم پای کامپیوتر دیگه نمیتونم حتی نیم ساعت بشینم. برای امروز باید ۱۶۲ تا تمرین ریاضی می دادم. اما پیچوندم مدرسه رو. وبلاگی که هرروز چند بار آپ میشد شاید برای درسها فقط آخر هفته ها آپ بشه. اونم به خاطر مدرسه لعنتی. نمی دونین که چه برنامه هایی داشتم. میخواستم شنا و فوتبالم رو ادامه بدم. کلاس گیتار و کلاس زبان برم. اما دریغ از یک ذره وقت. هییییییی. نمیدونم چی بگم. قرار شد یه آماری هم از وبلاگ بدم.

۲۴-۲۵ روز دیگر وبلاگ ۶ ماهه میشه.  آپ ویژه ای می کنم. یه جوری تنظیم می کنم که همون روز پستم عدد رندی باشه. تو همون ساعتی که وبلاگ به وجود اومده آپ رو می کنم. 

در کل حدود 130 نفر رو لینک کردم که سه تاشون وبلاگ ها و 360 ام هستن. همین امروز آمار بازدید 5000 نفر رو رد کرد. عکسش این زیر هست.

 

 هفته اولی که این وبلاگ رو زدم کاملا ناامید بودم چون در کل ۱۰ تا بازدید داشتم که ۹ تاش خودم بودم و یکیش نیلوفر خانوم بود که اولین نظر وبلاگ رو هم ایشون دادند. اون موقع ها تبلیغ وبلاگ من به صورت ایمیل بود. چون اینترنتم خراب شده بود تو بلاگفا نظر نمیزاشت مجبور بودم این جوری تبلیغ کنم که فقط همین نیلوفر خانوم اومدن. هیچ کس نیمد. اما خدا رو شکر به مرور زمان و میشه تقریبا گفت یه دفعه آمار بالا رفت. به طوری که یکی از روزهای اواخر تیر ماه بیشترین آمار بازدید روزانه رکورد شیکست و ۱۰۲ نفر در یک روز از وبلاگ دیدن کردند که ناگفته نماند ۸تاش خودم بودم. عکسش این زیر هست البته ناواضحه.. البته زمانی که ۱۰۱ بود گرفتم.

بشترین تعداد آنلاین هم برای همون تیر ماهه که خودم دیدم ۸ نفر آنلاین بودن و در ۵ دقیقه ۱۱ نفر. متاسفانه عکش نیست.

واقعا من از این وبلاگ نا امید بودم ببینین چقدر میگم. اما با لطف شما دوست های عزیزم همیشه این وبلاگ تو رونق بوده. مطمئن باشین که اگه شما نبودین شاید این وبلاگ در ماه یه بار هم آپ نمیشد. می تونین برین هفته های اول رو نگاه کنین چون بازدید کننده نداشتم در ۱۵ روز دوتا آپ کردم. از تمام شما متشکرم. من هیچ وقت این وبلاگ رو ول نمی کنم. تا حالا وبلاگ هایی زیادی زدم اما هنوز هم این پا برجا مونده. حتی به عزیز ترین زندگیم هم سپردم زمانی که من تو این دنیا نبودم بیاد و آخرین آپ رو بکنه تا نا تموم نمونه. اما نمیدونم چرا یه حسی میگه که چند وقت دیگه میام و خدافطی می کنم و این وبلاگ رو حذف می کنم. نمی دونم چرا.

تمام زمانی که این پست رو می نوشتم یه آهنگ غمناک خارجی که برای اولین بار بود گوش میدادم رو گوش می کردم. تو این مدت عاشق این آهّنگ شدم. دیدم خالی از لطف نیست بزارم واسه دانلود. واقعا آهنگ قشنگیه. آرامش بخشه.

خواننده اش Evanescence و اسمش Hello هست. حتما دانلود کنین.

لینک دانلود به صورت غیر مستقیم

 

+ نوشته شدهپنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 23:47 رامتین |


سلام دوستان چطورین؟ فردا مدارس باز میشن

بازگشایی مدارس رو به تمامی دانش آموزان تسلیت میگم.Nemidoonam تو پست سوم ام نوشتم.yes آینده نگر بودم نوشتم که چی میشه. حالا خوبه من بچه درس خونم و این جوریم اگر درس خون نبودم نمیدونم چی کار می کردم. از الان بهتون بگما بر خلاف وبلاگ های دیگه که به خاطر مدرسه دیر به دیر آپ میکنن باید بگم که من بازم هرروز آپ می کنم اگرم آپ نکنم یه دفعه ۱۰ تا آپ می کنم.bully بازم اینترنتم اما نه مثل سابقNanay راجع به مدرسه ام بگم که بدبختیم. از ساعت ۸ تا ۲:۳۰ مدرسه ایم. مخمون کپک می زنه. Nemidoonamتازه کلی هم کل کل دارم با ناظم ها سر ظاهرمChimigeهی اونا میگن موهاتو بخوابون هی من میگم برین به اونکی ها گیر بدین. تمام خرید هامو کردم به جز کفش. مگه پیاد میشه اونی که میخوام؟

تریپ من تو مدرسه این جوریه : شلوار فاق کوتاه تنگ-پیراهن آستین بلند اندامی که تا آرنج آستین هاش بالا زده شده-کفش اسپرت-موی فشن خوابیده-کوله اسپرت همراه با ساعت و انگشتر Merci2آخه اینا چین که به خاطرش به من گیر میدن؟؟؟؟he he !! waiting      اصلا شاید عکسمو با تریپ مدرسه گذاشتم ببینین.  شانس آوردیم یونیفورم نداریم.

از تمامی دوستانی که دیر به دیر و بعضی ها هم که دیگه نمیان نت از همین جا خدافظی می کنم.

داشتم وبلاگم رو از اون اول تا الان نگاه می کردم.آره تک تکش خاطره است. هر پستش. چه با دوست های اینترنتیم چه کلا. هییییییییییییی. مور مورم میشه. از شما هم خواهش می کنم برین از اول تا آخر ببینین. یه دفعه رونق گرفت رارا. اصلا امیدی به اینکه بازدید کننده داشته باشه نداشتم. الانم وسط های هفته بازدیدم حداقل نصف میشه. ye!!

تابستون خیلی زود گذشت. یادش بخیر عفونت روده در رفتن انگشتم نزدیک بود غرق شم تو فوتبال با کمر اومدم پایین خیلی زود گذشت. تا مدت ها دیگه این جوری نمیشه. ولی دلم برای زمستون خیلی تنگ شده.       

خب دیگه ما بریم. ببخشین که خیلی حرفیدم و مختون رو درد آوردم. بای تا های.wave

+ نوشته شدهدوشنبه یکم مهر 1387ساعت 20:59 رامتین |


سلام دوستان خوبین؟ دیگه رسما وبلاگ تازه تاسیس مون با ملیکا افتتاح شد منتظر شما دوستای گل هستیم که بیاین و بازدید کنید. منتظر نظراتون هم هستیم.

بهترین وبلاگ

+ نوشته شدهجمعه بیست و دوم شهریور 1387ساعت 14:51 رامتین |


سلام سلام سلام

سلام سلام سلام

سلام سلام سلام

چطورین خوبین؟ من که خیلی خوبم آخه با ملیکا وبلاگی تاسیس کردیم که به زودی میترکونه اما هنوز خیلی خیلی کار داره ولی یه دوسه تا پستی هست توش حتما برین و نظر بدین باشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ البته وبلاگش مال خودم بوده قبلا که Compelete عوضش کردم. از اینجا برین ببینین یادتون نره که باید چیکار کنینا باااااااااااااااااااااااای

+ نوشته شدهچهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 15:57 رامتین |


سلام امروز رکوردم رو شیکوندم. تو یه روز ۱۱ تا آپ کردمتازه ۴ تا موضوع هم به موضوعات وبلاگ اضافه کردم : مدل لباس عروس - مدل کفش عروس - مدل دسته گل عروس - آموزش آشپزی  نخند برای افزایش بازدید این کار ها رو کردم در ضمن آهنگ وبلاگ هم تغییر مرد. تا بعد حلول ماه ماه رمضونم بهتون تبریک میگم

+ نوشته شدهسه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 13:7 رامتین |


بچه ها ADSL  ام وصل شد دوباره روز به روز می آپم حالا دستا بیا بیا وسط آهان  خب من میرم بحث پیدا کنم برای آپ بابای

پی نوشت : بچه ها امروز یه کار خیلی خیلی مهمی دارم که شاید به آینده ام بستگی داشته باشه دعا کنید درست بشه اگه بشه بهتون میگم چیه

+ نوشته شدهچهارشنبه ششم شهریور 1387ساعت 21:57 رامتین |


سلام دوستان خیلی ممنونم از نظرات گلتون. دیگه خوب شدم.

خب برای امروز دوتا وبلاگ لینکشون هم کردم میخوام امروز براتون معرفی کنم. یکی وبلاگ کلبه من که نویسنده اش ملیکا خانومه که مطالب عاشقانه می نویسه و نویسنده اش هم آدم بسیار خوبیه.

دومی وبلاگی هست که برای دی جی ها به درد میخوره و کلا وب توپیه. نویسنده اش هم دوسته خودمه.

می بینم که المیپیک هم امروز تموم میشه میخواستم یه پست ویژه بزارم که به علت نبود ای دی اس ال نمی تونم واقعا حیف شد. خب تا پست بعدی بای

+ نوشته شدهیکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 12:44 رامتین |


سلام دوستان چطورین؟ پست قبلی که گذاشتم ۵۰ امین پستم بود. خب از عنوان پستم میگم. این وبلاگ تا چندین هفته شاید آپ نمی شد چون نزدیک بود کارم به  بیمارستان بکشه. جریان از این قراره

چهارشنبه رفته ودم باشگاه. اوایل بازی پریدم که هد بزنم ولی بعد پریدم. در نتیجه سقوطم هم بعد بود و با بصل النخاغ اومدم رو زمین. به هزار مکافات بلند شدم و خودمو رسوندم به مربی مون که گفت چی شده منم اومدم حرف بزنم دیدم صدام در نمیاد ترسیدم نفس هم نمی تونستم بکشم. یه ۱۰ دقیقه ای رو زمین نشستم تا درست شدم. الان هم کمرم انقدر درد میکنه ولی بهتر شده. احساس میکنم یه صندوقچه روشه. خلاصه که اون روز انقدر داغون بودم کم مونده بود کارم به بیمارستان و بستری شدن بکشه. تازه از اونجا که اومد تو عالم بی برقی نشستم با کمر دردم ناله کردم. من به هیچ وجه گریه نمی کنم ولی از درد انقد اشک تو چشمام جمع شده بود که خودم تعجب کرده بودم. خب تا پست بعدی بای

+ نوشته شدهشنبه دوم شهریور 1387ساعت 16:54 رامتین |


سلام بچه ها من دوباره عروسی دعوتم. شنبه شب. بازم مختلط نیست. بازم ناراحتم آخه من نیمه شعبان رو خیلی دوست دارم. سه سال که هی عروسیه و نمی تونیم راحت بریم بیرون. راستی به شما هم میلاد امام زمان به شما تبریک میگم. راستی یه وبلاگ که جزو لینک هام هم هست و نویسندهاش هم (مخصوصا یکیشون) آدم بسیار بسیار خوبین رو تعریف می کنم: وبلاگ بهترین ها که واقعا هم بهترینه. حتما برین و یه سری به وبلاگش بزنین ---> از اینجا همه چی داره. خب دوستان کاری باری نیس؟ احتمالا تا بعد عروسی آپ نمی کنم بای

+ نوشته شدهپنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 23:11 رامتین |


سلام بچه ها چطورین؟ خوش میگذره؟ این ADSL ما هم هنوز وصل نشده یعنی شرکت خوب پیدا نکردیم. بعضی ها شاکی شدن که چرا آپ می کنی به ما خبر نمیدی. به جان خودم از پریروز تو هیچ وبلاگی نمیره حتی وبلاگ خودم. با این اوضاع به نظر شما من می تونم بیام و شما رو خبر کنم؟ حالا وللش. من کلی بحث داشتم که آپ کنم. میخواستم روز افتتاحیه المپیک کلی عکس بزارم و تاریخچه و این جور حرفا که نشد. سه شنبه هم نزدیک بود که این وبلاگ دیگه هیچ وقت آپ نشه که خدا خواست و کمکم کرد. یادتون هست که من گفت در چه صورتی این وبلاگ آپ نمیشه؟ سه شنبه ای تا مرز اون دنیا رفتم و با کمک خدا برگشتم. رفته بودم استخر دقیقا یه دقیقه مونده بود که سانس تموم بشه. منم وسط وسط عمیق بودم و داشتم راحت شنام رو می کردم که این پای (چی بگم آخه) رگش گرفت. نه تونست شنا کنم نه تونستم پا دوچرخه بزنم که روی آب وایستم. آخه هردو پام رگش گرفته بود. هیچ کاری نمی تونستم بکنم. هی پریدم بالا پائین ولی هیچکس منو نمی دید. خلاصه که آخر سر یکی از بچه ها مربی رو صدا کرد و اونم اومد مارو نجات داد. اومدم خونه و بالاخره بعد از 1ساعت و 45 دقیقه رگ پام ول کرد. تو این جریان یه اتفاق ماورائی افتاد که فعلا نمیگم. خب دوستان اینم داستان ما دیگه ما رفتیم بای.

+ نوشته شدهپنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 11:38 رامتین |


سلام بچه ها چطورین خوبین؟ من ۴شنبه ساعت ۷ رسیدم تهران از پریروز یه بند میام آپ کنم بلاگفا خرابه. الانم مطمئن نیستم بزاره روی سایت یا نه. حالا بیخیال.

الان با دایال آپ آپیدم. یکشنبه ساعت ۱۱ فرودگاه بودیم. هواپیما ساعت ۲ پرید(پرواز کرد)  ساعت ۳ هم رسیدم مشهد و رفتیم اتاق رو گرفتیم اومدیم رفتیم حرم و اونجا از طرف تمام کسایی که التماس دعا داشتن نماز خوندم و کلی دعاشون کردم. بعد اومدیم هتل و شام و عین جنازه افتادم و فردا صبحش هم رفتیم این ور اون ور که فعلا حال ندارم تعریف کنم. اونجا روز دوم ساعت ۲ شب که همه خواب بودن آهنگ مسافرم عیلی عبدالمالکی (که قبلا برا دانلود گذاشته بودم) میزاشتم و با یاد دختر برفی گوش میدادم آخه کارم خیلی مهم بود خیلی ولی یه دفعه رفت و منو تنها گذاشت. بی خیال. داشتم می گفتم. تا اینکه ۴شنبه قرار بود پروازمون ساعت ۲ باشه که چون اینجا ایرانه با ۲ساعت و نیم تاخیر ساعت ۴:۳۰ رفتیم سالن انتظار. اونجا هم نیم ساعت علاف شدیم. بعدشم رفتیم سوار شدیم که هواپیما یه دور زد و نپرید. آخر سر وایستاد. نقص فنی داشت ولی به ما نمیگفتن همه ترسیده بودن منم نترسیده بودم نمیدونم چرا فکر کنم زورو شده بودم. آخر سر دوباره رفت رو باند و این دفعه پرید ولی هم سرعتش کم بود ۸۲۰ کیلومتر هم ارتفاعش ۹۱۰۰ متر در صورتی که هواپیمای رفتنی تا ارتفاع ۱۰۰۰۰ متری و با سرعت ۹۰۰ به بالا پرواز می کرد. آخر سر به سلامت فرود اومدیم و رفتیم بار ها رو گرفتیم و بعدشم پارکینگ رفتیم و ماشین مونو ورداشتیم و به سمت خونه حرکت کردیم. به همون اندازه که تو هولپیما بودیم تو تهران بودیم تا رسیدیم خونمون. بعدشم که سریع اومدم آپ کنم که نشد. این از سفر ما که ادامه دار هست و بعدا براتون تعریف می کنم فعلا بابای.

+ نوشته شدهجمعه هجدهم مرداد 1387ساعت 14:1 رامتین |


سلام دوستان چطورین؟ خوبین؟ من حالم گرفته شد. داشتم با دوست خوبم آروین چت می کردم که یه چیزی گفت شوکه شدم. بهم گفت از دختر برفی خبر داری؟ گفتم نه. گفت خداحافظی کرده برو ببین. رفتم دیدم هرچی بوده رو پاک کرده. فقط رو سر در وبلاگش نوشته خداحافظ. حالم خیلی گرفته شد. خیلی بهم کمک کرده بود و این آهنگ وبلاگم رو هم از اون گرفتم. دختر واقعا خوبی بود. از من بزرگتره ها فکر نکنین که رو حسابی میگم. میخواستم آهنگ وبلاگ رو عوض کنم که به یاد اون هم که شده فعلا عوض نمی کنم. ولی تورو خدا هرکی خبری ازش داره به من بگه و کسی هم ایمیلشو داره به من بگه یه چیزی هست که باید بهش می گفتم که سرم چون شلوغ بوده نتونستم بهش بگم که دیدم خداحافظی کرده. خیلی ناراحتم. 

بگذریم فرد ساعت ۱۰ باید مهر آباد باشم. امروزم ADSL ام تموم میشه بنابراین نمیتونم فردا صبح الطلوع با dial-up آپ کنم. از همین حالا تا جمعه با همتون خداحافظی می کنم. دوست دارم که از مشهد اومدم خبرایی از دختر برفی داشته باشم. همه تونو دعا می کنم و به یادتون هستم تا چند روز خداحافظ

پ ن : سلام بچه ها ADSL ام تموم شد و الان با دایال آپ اومدم. الان ساعت از یک گذشته و به سلامتی اکه خدا بخواهد فردا میرم دلم طاقت نیاورد آپ نکنم. اومدم بگم که من حتی اگه خارج برم یا کامپیوترم خراب بشه یا چیز دیگه من حتما حتما آپ می کنم. اگرم نکنم بهتون میگم. اگه دیدین من آپ نکردم و بهتون نگفتم که دیگه پست نمیزارم بدونین خدایی نکرده حتما یه بلایی سرم اومده اگه چند ماه بود بدونین داغون بودم و اگرم که هیچ وقت آپ نشد بدونین که من مردم. اگر اپ نشد برین اخبار رو گوش بدین ببینین هواپیما سقوط کرده یا نه فعلا بای

+ نوشته شدهشنبه دوازدهم مرداد 1387ساعت 18:15 رامتین |


سلام بچه ها خوبین؟ منم خوبم یعنی شادم. ولی ناراحت و عصبانی هم هستم. ما از صبا نت کیا یا ندا گستر صبا که شرکت فوق العاده مزخرفیه مودم ADSL که از همون روز اول پدر مونو در آورده و این چند روزم که نبودم به خاطره اینه که اصلا وصل نمیشد. آشغالای کثافت یه کلاه بردار حرفه ای ان اصلا ازشون مودم نگیرین و عضو شون نشید. الانم اومدم یه دفعه آن شد و اومدم بنویسم که من یکشنبه اگه خدا بخواد عازم مشهدم. شاید تا اون موقع آن نشه برای همین اومدم برای ۴-۵ روز ازتون خداحافظی کنم. اگه تو این مدت چیزی از ما دیدین حلال کنین.  آهان مراقب خودتون باشین که اوضاع وخیمه. طرف ما هرشب صدای تیر اندازی شدید میاد گفتم که حواستون باشه. راستی از عروسی نگفتم. جاتون خالی کلی نشستم این پسرای فامیل رو مسخره کردم چه تیپشون چه رقصشون  از همه فشن تر من بودم اونجا بعدا شاید عکسمو گذاشتم تا چند وقت دیگه بابای. اگه آن شدم همون لحضاتی که داشتیم می رفتیم یه پست میزارم. مرسی از همه تون مواظب خودتون باشین خداحافظ

+ نوشته شدهجمعه یازدهم مرداد 1387ساعت 23:38 رامتین |


سلام بچه ها خوببن؟ من که اصلا خوب نیستم دستم یکم مونده خوب بشه و عفونت روده ام هم خوب شد ولی دیروز تو فوتبال یه گلابی(لقب اونکی اومد زد تو پام که بهش دادمه)اومد وسط تمرین که داشتیم بدنمونو گرم می کردیم اومد تکل زد تو پام افتادم زمین پام خورد شد ولی هیچیش نشده فقط خیلی درد می کنه پایین قوزکم(نمی دونم درست نوشتم یا نه) این هوا باد کرده امروزم باید برم استخر حالا با این پای داغونم چه جوری میخوام شنا کنم خدا می دونه. بگذریم من خودم پست قبلی رو ننوشتم از یه جا کپی کردم چون فکر کردم خوبه گذاشتم بنابراین امیدوارم به کسی بر نخورده باشه خب بچه ها شما چی میخواین تو وبلاگ دیگه بزارم هر کی هرچی خواست بگه تا تو وبلاگ بزارم. آهنگ هم هرچی دوست داشتین بگین. نظرتون هم در مورده وبلاگ بگین چون میخوام ببینم چیشو تغییر بدم که بهتر بشه خب تا پست بعدی خداحافظ

+ نوشته شدهیکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 11:58 رامتین |


سلامٌ علیکم خوبین خوشین؟ دیشب خواستم یه پست بزارم واسه روز پدر ولی نشدبه هر حال این روز رو بهتون تبریک میگم و التماس دعا دارم. باور کنین سرم خیلی شلوغه به زور میام آپ می کنم ولی میخوام بیشتر برسم به وبلاگم. خب دیگه رفع زحمت می کنم. خدا نگهدارتون باشه

+ نوشته شدهچهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 14:54 رامتین |


نظرتون چیه؟ اول از همه میخوام آهنگ وبلاگ رو عوض کنم و یه آّهنگ غمناک بی کلام بزارم. دوما ازتون خواهش می کنم حتما تو دو نظر سنجیا شرکت کنینو حتما هر کی اومد نظر بزاره تا ببینم کیا اومدن و رفتن باشه؟

+ نوشته شدهجمعه بیست و یکم تیر 1387ساعت 21:47 رامتین |


سلام خوبین؟ چه خبر اگه از حال من می پرسین باید بگین خوب شدم اما دوباره یه بلا دیگه سرم اومد.

انگشت کوچیک دست راستم(همونی که همه کارامو باهاش انجام میدم) تو فوتبال در رفت. این بود که چند وقتی نتوستم بیام وبلاگ و به سایت های دیگه شما عزیزان سر بزنم مرسی که مارو فراموش نمی کنین.

جریان از این قرار بود که رفته بودم باشگاه با دروازه بان تک به تک بودم که یکی به جای اینکه توپ رو بزن زد زیر پای من من افتادم رو زمین این انگشتی که گفتم تا شد افتادم روش از چند جا در رفت رفت پیش خالم که بلده جایی که در میره رو جا بندازه. البته اولین بارم نبود که اینجوری شدم یه ۱۰ باری سر فوتبال این جوری شدمرفت خالم زحمت کشید انگشت رو جا انداخت و اومدم خونه شب دوباره روش خوابیدم و روز از نو روزی از نو دوباره در رفته بود شب رفتم دوبار جا افتاد و خمیر گذاشتیم که ورمش بخوابه آخه اندازه شصتم شده بود از ورم! الانم که می نویسم یه دستی می نویسم با دست چپم و به سختی کبود کبوده دستم دعا کنین که سریع تر خوب بشم

آهان راستی قرار بود که یه پست بزارم دیشب راحع به لیلة الرغائب که این جریان پیش اومد فعلا تا پست بعدی بای

 

+ نوشته شدهجمعه بیست و یکم تیر 1387ساعت 19:40 رامتین |


سلام بچه ها من مریضم نمی دونم چه بیماری گرفتم فقط دعا کنید که خطرناک نباشه. از وقتی که شنا و فوتبال با هم رفتم رنگم پرید ولی توجهی نکردم تا اینکه دیشب تبم بالا رفت و سر درد و سر گیجه و هر چی دیگه بود هم گرفتم. تو این دوروز حدود ۲۰ ساعت خوابیدم. اون وقت هایی که بیدار بودم می اومدم وبلاگمو سر وسامان می دادم. در ضمن گلاب به روتون هم دارم. پس فعلا خداحافظ تا وقتی که آپ کنم.

+ نوشته شدهدوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت 13:52 رامتین |


سلام خوبید؟ من یه وبلاگ دیگه تو ورد پرس ساختم من همه شما رو که اینجا لینک کردم اونجا هم لینک می کنم خواهش می کنم شما هم اونجارو لینک کنید فعلا کامل بهش نرسیدم ولی می تونید از اینجا ببینیتش

+ نوشته شدهپنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 11:22 رامتین |


خبر خبر خبر مهم

 راستی سلام. وبلاگ جدیدم که همش در مورده آّهنگ و عکسه ساخته شد. از لینک یز می تونیی ببینیش.

دنیای عکس و آهنگ و کلیپ

 

+ نوشته شدهپنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 11:40 رامتین |


سلام من رامتین هستم. ممنونم که به وبلاگ من اومدی با نظراتت منو خوشحال میکنی کاری هم داشتی با آیدیم تماس بگیر اینه آیدی من : Agha_Bahaleh


HOME
E-Mail
Night Skin


Archives

آبان 1388

مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387


Categories

عکس
کلیپ
آهنگ
مربوط به موبایل
مطالبی که راجع به خودمه
مطالب دیگه
مطالب طنز
مدل لباس عروس
دسته گل عروس
کفش عروس
آموزش آشپزی
عکس + بیوگرافی
کد جاوا و ابزار برای وبلاگ
درباره فیلم و سریال و کارتون
فول آلبوم
دانلود فیلم و سریال
دانلود نرم افزار
دانلود فیلم مستند و ورزشی
دانلود انیمیشن
دانلود بازی
دانلود نرم افزار و بازی برای موبایل
عکس چیزای خوردنی
دانلود آهنگ غمگین و عاشقانه
آموزش مدیتیشن
مربوط به فوتبال
مربوط به ورزش
Sms
مدل کلاه
مدل لباس مجلسی
مدل تاپ و شلوار
مدل تی شرت
مدل لباس زمستانی
مدل موی کوتاه
مدل موی بلند
مدل موی امو
مدل چادر
آهنگ خارجی
فری استایل
مدل کفش و کتانی و بوت و چکمه


Links

نیلوفر(بچه +)
منو تنهاییام(رویا)
دختر برفی
Arvin Office1
ترسیم عشق
یادداشت های ندا
خاطرات ملیکا
دختر متولد زمستان
حرف های درگوشی دکتر
پرهون
بهترین ها (نیلوفر و نسرین)
گربه بالرین
بارون شکلاتی
آسمان دل شکسته
شب مهتابی
خفاشان شب
دل نوشته های یه دلتنگ(مارال)
غمگین تنها
سوتی
جایی برای دی جی ها
DJ Sepideh
دختر کوچولو
قشنگه
3بچه فیل
شیطنت های یک دبیرستان دختروونه!
برای دوستانم(مهشید خانوم)
قاطی بازار
گل یخی
دختر ایرونی (سایه خانوم)
آرزوهای محال
سه تفنگدار
ما 4 تا
کلبه عشق
قصر عشق قصر تنهایی ها
لالالاو
شیوا
بچه های باحال بیان اینجا
مهرناز(طرفدار سیاوش خیرابی)
دنیای تنوع
دختری با دمپایی پلاستیکی
اشک مجنون(محدثه)
نی نی کوشولو
life is beautiful
خدا هست...
خـــــــدايامی خواهم بهت نزدیکتر شوم
بیا تو حالشو ببر
دلهای آسمونی
عاشقانه(غزل)
نینا
کاش سرنوشت جز این می نوشت
عشق اول
سهیل ظلمات
توپولو
کارگاه اتومبیل
دوستت دارم
غزاله
آیسان
ویلنی ها
دختر برفی
عکس بهترين بازيگران ايراني
روزای خوش
درهم وبرهم ازیه دختر16ساله
رویای عشق
در به در
دنگ و فنگ
ســــانی مانـــكن
نایت گالری
قالب های نایت اسکین


آمار وبلاگ
تعداد افراد آنلاین:
تعداد دفعه ای که این وبلاگ دیده شده:


Design by : Night Skin


منبع کد اهنگ رارا

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس